‌رایتوهولیک

من اون جایی رسیدم خونه و صداش داشت پخش میشد که داشت میگفت چقد مردم باهامون هم‌سو هستن و چقد پشتمونن و حتا از خارج از کشور که میگن مردم بریزن بیرون، مردم نمی‌ریزن بیرون، یه عدهٔ بسیــار ناچیری میان تو خیابونا! (این آماده‌باش‌های از ده شبِ بیخ گوشِ ما تو سر کوچه‌مون و بیرون ریختنای مردم، داخل ایران نیست آخه! اینجا کارج و ما کیلی کیلی کارجی آخه :| )

و موقعی پا شدم رفتم که داشت می‌گفت من حتا با تظاهرات مردم -در چارچوب قانون- هم موافقم! (حتاااااا ها! حتا!)

+الههٔ تناقض گویی در کمتر از یک ساعت در ایرانِ در آستانهٔ ۱۴۰۰ :|

-من از هفتهٔ پیش هی می‌خوام بیام بگم من جای آقای روحانی بودم استعفا می‌دادم و یه کلمه هم بیشتر حرف نمی‌زدم. دیشب حضرتشون یه جوری اومدن حرف زدن که انگار که نه انگار. انگار که منِ ایرانی نبودم که کمتر از دو ساعت قبل از شروع حرفاش داشتم وسط حرفای عادیمون با دوستام بهشون میگفتم اهدافم تبدیل شده به رؤیاهای بسیار دست نیافتنی و دورم. انگار دوستم نبود که همون کمتر از دو ساعت به شروع حرفای پرزیدنت قبل روشن کردن دوربینش گفت این دوربین دو و نیم تومنی شده نُه تومن. باید رفت و مُرد. انگار که ما دیشب چک نکردیم پِن آی‌پد دوستم از دویست و اندی شده یک میلیون و اندی. انگار نه انگار.

ولی من جای روحانی و مسئولان دیگرِ کشور بودم بی هیچ حرف اضافه‌ای، فقط استعفا می‌دادم و دهنمو می‌بستم. فقط همین.

۹۷/۰۵/۱۶

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی