‌رایتوهولیک

اتفاق میفته

وقتی اتفاق افتاد دیگه دست تو نیس

مث وقتی که نشستی دور ساختمون تئاتر شهر و لیوان آبی‌ رو گذاشتی کنارت. یه لحظه خم میشه از رو گوشیش یه چیزی رو توضیح بدی و لیوانه میفته و چند تیکه می‌شه.

دیگه تمومه.

اتفاق میفته. قبل از شکستنش شاید می‌تونستی جای بهتری بذاریش، لحظهٔ پیش از افتادنش شاید حواست می‌تونست متوجه کنارت هم باشه که به لیوان برخورد نکنی ولی بعدش دیگه نه. این که نخوای شکسته باشه جلوشو نمی‌گیره.

لیوانِ آبی جذاب و دوست‌داشتنی‌ای بود، لحظات خوبی رو کنارش بودی، ولی تموم شد.

بالأخره اتفاق میفته.

۹۷/۰۸/۲۹

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی