‌رایتوهولیک

این پایانی نبود که باید

سه شنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۷، ۰۵:۴۲ ب.ظ

فاصلهٔ بین کلاس ۸ تا ۹/۵ و ۱۳ رو برگشتم خوابگاه. مث بقیهٔ تایمای دیگه‌ای که تو راه بودم (قطار، سرویس، اتوبوس بین‌شهری)، می‌خوندمش تا تموم شه. رسیدم خوابگاه صبحانه خوردم، خسته بودم و نخوابیدم، همون تایم رو هم خوندم که تموم شه، نشد. داشت دیر می‌شد و به ناهار سلف نمی‌رسیدم. حدود ۱۰ برگش مونده بود. کوله‌م سنگین بود، خیلی سنگین‌تر از روزای دیگه. ولی کتابو برداشتم تو راه بخونم تموم شه.

تموم شد و من مات بودم؛ این پایانی نبود که بشه پیش‌بینیش کرد. تو همون ماتی، تاریخ نوشتهٔ اول کتابو نگاه کردم: هشت روز پیش.

۹۷/۰۸/۲۹