‌رایتوهولیک

حالم خوب نیست.

واقعاً نیست. دلیلش رفتنا و تنها موندنا و این چیزا نیس. دلیلش فقط رفتارای ناراحت‌کنندهٔ اطرافیانم نیس.

مهم نیس اصلاً که دلیلش چیه یا چیاست.

حالم خوب نیست فقط. همین.

میخواستم همه چیو پاک کنم، تلگرام، وبلاگ، اینستاگرام و همهٔ چیزای دیگه. ولی ترجیح می‌دم همه چی همین جور بمونه، همین جوری که من حالم خوب نبود و همه چی حالمو فقط بدتر می‌کرد.

+حتا بعضی حرفای چارلز تنسلی، لی لی، خانم رَمزِی و بقیهٔ کاراکترای به سوی فانوس دریایی حرفای خودمن، همه‌شونو مارک کرده‌م و کنار بعضیاشون ناباورانه نوشتم دتس می، یا یه سری حرفای خودمو اضافه کردم. فک کنم دارم به جای این‌جا، توی کتابایی که می‌خونم وبلاگ می‌نویسم. :| (و این بعضی‌ حرفا، ناراحت‌کننده‌تریناشون بود‌ه‌ن...)

+ اینم بخونیم، خوبه!

"چون نمی‌خواست از نوع مزخرفاتی حرف بزند که این آدم‌ها از وی می‌خواستند. نمی‌خواست مورد الطاف این زنان احمق [اندکی ضدزنه! اندکی فقط!] قرار گیرد. در اتاقش سرگرم خواندن بود و حالا که پائین آمده بود همه‌چیز به‌نظرش احمقانه و سطحی و پوک می‌آمد. چرا شیک و پیک کرده بودند؟ او با لباس معمولی‌اش پایین آمده بود. لباس آراسته نداشت. «از طریق پست چیز قابلی به دست آدم نمی‌رسد»_ حرفشان همیشه از این قماش بود. مردها را به گفتن چنین حرف‌هایی وامی‌داشتند. به دل گفت: آره، همین‌طور است. از این‌سر تا آن‌سر سال چیز قابلی به دستشان نمی‌رسد. همه‌اش حرف می‌زنند و هی می‌خورند و کار دیگری نمی‌کنند. تقصیر زن‌هاست. [بله مشاهده می‌کنیم که این دوستمون فقط اندکی ضدزن هستن!] زن‌ها با «فریبایی»شان، با حماقتشان [ -_- ] محال است بگذارند تمدن به تحقق برسد."

بخشی از تفکرات دوستمون، چارلز تنسلی، کتاب به سوی فانوس دریایی، نوشتهٔ دوستِ شاعرمسلک‌مون ویرجینیا وولف

۹۷/۰۹/۱۰

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی