‌رایتوهولیک

یه سه‌شنبه‌ی کسل دیگه

چهارشنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۷، ۱۲:۴۶ ق.ظ

بچه‌های کلاس دورهمی داشتن به مناسبت یلدا، حوصله‌شونو نداشتم و نرفتم.

رفتم انقلاب از نون خامه‌ای فروشیه یه نون خامه‌ای بزرگ خریدم. همون اول دلمو زد ولی بیخیال نشدم و فقط یک سومشو گذاشتم تو کیفم برای بعد.

رفتم کتاب‌فروشیای مسیرو گشتم، علمی فرهنگی و خوارزمی بیشتر جذبم کرد. برخلاف گذشته که بیش‌تر جذب امیرکبیر می‌شدم.

و در نهایت لوازم نوشتاری و هنری فروشی؛ اصلاً من به قصد خریدن دو تا رنگ اکرلیک پاشدم تا انقلاب اومدم. نه البته داروخونه هم می‌خواستم برم :| از قیمت بالای رنگا که فاکتور بگیریم، هیچ‌کدوم رنگی که من می‌خواستمو نداشتن و این خیلی برام عجیب بود چون من رنگ قرمز عادیو میخواستم! ففط یکی‌شون داشت که اونم حجم بسیار بسیار بزرگشو داشت که من اون مقدار نمی‌خواستم واقعاً. آخرین مغازه رو که چک کردم می‌خواستم برم سمت یه داروخونه که دیدم دیره تا این مسیرو دوباره برگردم به تایم آخرین اتوبوس امیرآباد نمی‌رسم. برگشتم خوابگاه و نه دورهمی کافه‌ایِ بچه‌های کلاسو رفته بودم نه رنگ اکرلیک خریده بودم و نه حتا نسخه‌مو از داروخونه گرفته بودم!

من از روزام در همین حد میتونم بنویسم، حتا اگه مهم‌ترین اتفاقات نوشتنی‌ش از قبل از راه افتادنم به سمت انقلاب باشه!

۹۷/۰۹/۲۸

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی