‌رایتوهولیک

زمانی که به سرعت داره از دست میره

شنبه, ۱ دی ۱۳۹۷، ۰۴:۵۰ ب.ظ

یک| داشتم برنامه‌ریزی می‌کردم تا آخر سال ۹۷ کتابای نیمه رها کرده‌م رو در کنار در جستجوی زمان از دست رفته بخونم و لیستشونو نوشتم و اومدم از لحاظ زمانی بررسیشون کنم که دیدم نه فقط دو ماه مونده نود و هفت تموم شه، حتا نصف کتابای نیمه‌تمومم هم تموم نمیشن، بی‌خیالِ بستنِ بازه شدم، بازه‌ای که از تابستون بازش کرده‌م برای جمع و جور کردن مطالعه‌م و حالا تصمیمم اینه که این بازه باز بمونه، در کنار کتابای جدید، می‌خونمشون، دیگه حداقل ماهی سه تاشونو به پایان می‌رسونم و کتاب جدید هم می‌خونم کنارشون.

دو| مسئله جائه! من برای کتابام جا ندارم! با کمبود شدید قفسه مواجه‌م! دکور اتاقمم یه حالت خاصیه که باید براش قفسه سفارش بدم بسازن و قیمتا الان کمرشکنه. ایده‌م هم از لحاظ خود دکور اینه که تختم رو از اتاقم خارج کنم و رسماً اینو بپذیرم که اونجا اتاق خوابم نیست، فقط اتاقمه! چن سالی هست که رو تختم نخوابیدم! اگرم تو اتاقم خوابیده‌م توی این مدت، کف زمین خوابیدم!

هی قفسه‌های غیرداستانی رو بی‌جا و مکان می‌کنم و داستانیا و شعرا (دو بخش جذاب ادبیات) رو گسترش می‌دم و هی جا کم میاد و این در حالیه که به علت خوابگاهی بودن و دائم در جابجایی بودن کتابای علمیم، چشممو به روی کتابای تخصصی بسته‌م و اونام ماشاءالله کم نیستن -_-

سه| ولی چه خوب می‌شد اگه همه‌ی دغدغه‌ی آدم این دو تا مورد بالا می‌بود!

چهار| آدم باید خودش به خودش کمک کنه! دارم سعی می‌کنم به خودم کمک کنم.

پنج| صدای یک پیشامسموم را می‌شنوید! شیر تاریخ‌ مصرف گذشته مصرف کردم و اولش متوجه تغییر مزه‌‌ش نشدم مقدار زیادی از صبحونه‌م رو که خورده بودم تازه متوجه شدم مزه‌ی یه چیزی اینجا غلطه! بعد قضیه رویادم رفت و چند دقیقه پیش که به یاد اوردم یه گوگل کردم دیدم الان برای هرکاری دیره! ان‌شاءالله شب با علایم مسمومیت مواجه می‌شم و باتوجه به علامتش می‌تونم خودم یه حرکتی انجام بدم یا به پزشک مراجعه کنم :| فعلا جاتون خالی دارم یه قوطی کوکاکولا رو خالی خالی می‌نوشم و از لحظات پیشا نمود علائم مسمومیتم لذت می‌برم -_-

شش| یلدا رو هم دیشب در تاریکی و تنهایی به مطالعه‌ی با نور چراغ مطالعه‌ایِ دانشکده‌های منِ ماکسیم گورکی گذروندم، باشد که این چندصفحه‌ی باقی‌مونده‌ش تموم شه! از نیمه‌تمومای اسفند نود و شیش بود این کتاب.

۹۷/۱۰/۰۱

نظرات  (۴)

۰۲ دی ۹۷ ، ۰۷:۲۶ مهر ارسنج
خیلی ها این نظر رو دارن که کتاب رو باید ورق زد، لای صفحه هاش زندگی جاریه و از این مسائل :دی
ولی من نظرم این هست که کتاب رو باید خوند! همین! و البته pdf خوندن خیلی مفید تر میتونه باشه.
ولی بازم یروز همه کتاب هایی که خوندم رو تهیه میکنم که داشته باشم ـشون.
پاسخ:
نه من خیلی اون بحث ورق زدنو ندارم، نوشتن و علامت زدنای لابه‌لای کتاب عادتمه که با پی‌دی‌اف یه خرده تغییر می‌کنه این موضوع، و اینکه یه صفحه نمایش با سایز مناسب با باتری‌جواب‌گو می‌طلبه...
این حرف کتابو باید خوندتون رو بسیار قبول دارم
۰۲ دی ۹۷ ، ۰۱:۱۱ امید ظریفی
خیلی خوب بود این پست! پشت اون یه کم غری که هست هم می‌شه امید دید. و این خیلی خوب‌ه.
+ همون مورد چهارم!
پاسخ:
مچکرم!
آره دیگه کم‌کم جا داشت اسم وبلاگو عوض کنم بذارم غرنامه! هنوزم جا داره البته! :))
۰۲ دی ۹۷ ، ۰۰:۱۷ مهر ارسنج
آره کلش رو -_-
ارباب حلقه ها و هری پاتر هم کلش رو pdf خوندم -___-
ولی خیلی دوست دارم یبار دیگه از رو کتاب هم بخونم،
یحتمل همینه -_-
پاسخ:
چه خوب که می‌تونید رمانای خیلی طولانی رو پی‌دی‌اف بخونین
.. نعمت بسیار بزرگیه تو این وانفسای گرونی کتاب
۰۱ دی ۹۷ ، ۲۲:۲۴ مهر ارسنج
در جستجوی زمان از دست رفته رو من pdf خوندم -_-

پاسخ:
کلشو؟
من پارسال طرف خانه سوانو با پی دی اف شروع کردم، نتونستم ادامه بدم، امسال در همین راستای به پایان رسوندن، رفتم از کتابخونه دانشکده حقوق گرفتم دارم ادامه میدم، ویراست اولشه، همون هشت جلدیه، فک کنم اون نسخه‌ی پی‌دی‌اف هم همین ویراستشه -_-

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی